محمد الريشهري

96

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

جُرهُم [ يا بالعكس ] آن را تجديد بنا كردند . پس از آن كه در قرن دوم پيش از هجرت ، كار سرپرستى كعبه به قُصىّ بن كِلاب ، يكى از اجداد پيامبر صلى اللّه عليه و آله رسيد ، او كعبه را ويران كرد و دوباره آن را محكم ساخت و سقف آن را با چوب درخت خرماى هندى و شاخه‌هاى نخل پوشاند و در كنار آن " دار النَدوة " را بنا كرد و اين دار الندوه ، مركز حكومت و مشورت او با يارانش بود . او سپس چهار جهت كعبه را ميان طوايف قريش تقسيم كرد و آنها ، خانه‌هاى خود را گردا گرد كعبه ساختند و درهاى خانه‌ها را رو به روى آن تعبيه كردند . پنج سال پيش از بعثت ، سيل ، كعبه را ويران كرد و اين طوايف ، كار ساختن آن را ميان خود تقسيم كردند و بنّاى آن ، ياقوم رومى بود . يك نجّار مصرى هم او را كمك مىكرد . وقتى نوبت به جا گذاشتن حجر الأسود رسيد ، در اين كه كدام طايفه افتخار نصب آن را از آنِ خود كند ، ميانشان اختلاف و مشاجره در گرفت . سرانجام ، تصميم گرفتند محمّد صلى اللّه عليه و آله را كه در آن هنگام ، 35 سال داشت و همگان به خردمندى و نظر استوار او ايمان داشتند ، داور قرار دهند . پيامبر خدا ، ردايى خواست و حجر الأسود را در آن قرار داد و آن گاه به قبايل گفت كه اطراف آن را بگيرند و بلندش كنند . وقتى به محلّ نصب سنگ در رُكن شرقى رسيد ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله خودش سنگ را برداشت و در جايش نصب كرد . چون از لحاظ هزينه و بودجه ساختمان در مضيقه افتادند ، به ناچار ، ارتفاع آن را كوتاه گرفتند كه تا امروز نيز در همان حد ، باقى مانده است . مقدارى از صحن آن را كه واقع در طرفِ حِجر اسماعيل بود ، به دليل كوتاه گرفتن بنا ، از حدود ساختمان خارج كردند . ساختمان كعبه به همين صورت بود ، تا زمانى كه عبد اللّه بن زبير در روزگار يزيد بن معاويه بر حجاز ، مسلّط شد . فرمانده سپاه يزيد در مكّه ، به نام حُصَين ، با